"مقاومت" تا پیروزی، گزینه ی روی میز و زیر میز ("غارت و ذلت بس" به جای "آتش بس")
جنبش مردمی خیابان - میدان ولیعصر (عج) - تهران - 1405
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض ارادت به محضر برادران و خواهران عزیز و خوشبختی از این که فرصتی پیش آمد تا به محضر شما شرفیاب بشویم و چند کلمهای با هم در مورد کار بزرگی که هم شما در میدان و خیابان انجام میدهید، هم فرزندان ما و فرزندان شما در خلیج فارس و تنگه هرمز انجام میدهند و هم مدیران کشور که تلاش میکنند در وسط این بحرانها بر انواع توطئههای اقتصادی دشمن فائق بیایند و هر سه قوه با هم همفکری و همکاری دارند، صحبت کنیم.
اتفاقی که برادران و خواهران عزیز در این حدود دو ماه افتاده است و دارد میافتد، در تاریخ ایران بیسابقه است و در تاریخ جهان هم بیسابقه است؛ یعنی مجموع این کنش و واکنشها در هیچ جای دیگر جهان به این شکل نه اتفاق افتاده است و نه ادامه پیدا کرده است.
نکتهای که میخواهم در این چند دقیقه به خدمت شما عرض کنم، این است که بتهای بزرگی در این هفتهها شکسته شد؛ یک بتشکنی بزرگ. بتهای سختافزاری به لحاظ نظامی و امنیتی محسوستر و بیشتر توی چشم بود. شکستن آنها کار بسیار عظیمی بود. اگر فرصت کنم به بخشی از اعترافات ناظران بیطرف و ناظران جانبداری که در طرف دشمن هستند ولی اعتراف میکنند، اشاره میکنم که البته شما بهتر میدانید. ولی به نظر من از آن مهمتر، گرچه فعلاً ناملموستر است، آن بتشکنیهای نرمافزاری است که صورت گرفته است و بعد از این میتواند و باید صورت بگیرد. این تجمعها و این نهضت مقاومت خیابانی اول برای چه چیزی تشکیل شد و الان چه معانی و چه آثار و کارکردهایی پیدا کرده است و بیش از این هم میتواند پیدا کند؟
اول این نگرانی وجود داشت که همزمان با بمبارانها و حمله نظامی بزرگترین ارتش با یال و کوپال او، که شما میبینید و دیدید چگونه دنیا را به مسخره گرفتهاند و میگیرند، این اتفاق افتاد. یعنی رفتند و رئیسجمهور ونزوئلا را برداشتند بردند. امروز هم این مردک اعلام کرد و پرچم آمریکا را روی نقشه آمریکای لاتین و ونزوئلا گذاشته است و میگوید این ایالت پنجاه و یکم آمریکا است! یعنی اینگونه دنیا را به مسخره گرفتهاند. این قوانین بینالملل، این سازمان ملل، حقوق بینالملل و قراردادهای جهانی را ببینید که چقدر مسخره است. الان طرف را دو ماه با همسر او بردند، او را زدند و کتک زدند. خانم او را در جلوی دوربینها آورده بودند و دیدید که صورت او را کلا کبود کرده بودند و زده بودند، خیلی راحت! یک روز میگوید باید سراغ کوبا برویم و بعد گفت با گرانادا چه کار میکنیم و گفت کانادا باید یک ایالت ما بشود یا یک چنین حیوانی. این گراز وحشی که همه دنیا از او حساب میبردند، حتی آن ابرقدرتهای دیگر یعنی چین و روسیه هم جرات ندارند و اینها هم موقع حرف زدن با اینها حواس خود را جمع میکنند. این ارتش خونریز آدمکش با تمام یال و کوپال و قدرت خود آمد. آمریکا بود، ناتوی اعلامنشده بود، انگلیس، فرانسه و آلمان، اینها همه بودند؛ یعنی در وسط همین جنگ اخیر در منطقه، هم افسران فرانسوی، انگلیسی و ایتالیایی در میان کشتهشدههای آنها بودند. ملت ما، ایران، با همه قدرتهای جهان جنگید؛ با همه ابرقدرتها و قدرتها جنگید. آمریکا و اروپا و عوامل آنها در منطقه، یعنی این رژیمهای نفتی فاسد دستنشانده، و اسرائیل که از جهاتی همواره میگفتند قویترین ارتش دنیا است و در جهاتی جزو چند ارتش قوی دنیا است، همه اینها با هم به ما حمله کردند؛ آن هم در وسط مذاکره. و همه با هم تودهنی خوردند.
یکی از بتشکنیهای بزرگ، این بت ابرقدرتی و قدرت و بت ارتش، آمریکا، ناتو و مدرنترین تجهیزات تاریخ، شامل بمبافکنها و موشکها بود. ملت ما و رزمندگان ما در جلوی چشم دنیا اینها را شکست دادند و کسانی را که جنگ را شروع کردند، مجبور کردند که خودشان دوباره پیگیر آتشبس بشوند. البته آتشبس که نه، همین آتشبس اعلامنشده که هر لحظه ممکن است هر وقت احساس کنند امیدی دارند، دوباره حمله کنند. اگر در ایران ضعف ببینند و سیگنال ضعف یا ذلت داده بشود و احساس کنند که در درون ملت یا دولت و حکومت، یک عدهای ترسیدهاند و میترسند، اگر یک چنین احساسی را بکنند، قطعا حمله میکنند. شرط این که دشمن حمله نکند، این است که باید بترسد. اینها هیچ ملاحظه انسانی، نه حقوق بشری و حتی ملاحظه قوانین بینالملل ندارند. همانطور که دارید میبینید، هیچ چیزی برای آنها مهم نیست و هیچ خط قرمزی به جز منافع خود آنها وجود ندارد. الان هم که مدام با تردید میگویند حمله بکنیم یا نکنیم، نگران ما و شما نیستند بلکه نگران این هستند که اگر ایران واکنش نشان بدهد، ضربه بزرگتری به اقتصاد سرمایهداری و امنیت منطقه که در مشت اینها است، وارد میشود. این اصل اول است. وقتی از ما بترسند، خطر آنها کمتر میشود. هر وقت احساس کنند ما میترسیم یا ضعف و تردیدی در ملت، دولت و بخشهای مختلف ببینند، حتما حمله میکنند.
من معتقدم علت اصلی این یکی دو جنگی هم که در این چند سال شد، سیگنال ضعف و ترسی بود که از داخل کشور به آنها رسید. وگرنه در تمام چهل سال گذشته که ما نه مذاکره میکردیم، نه جنگی میشد بلکه در این ده سال اخیر هم مذاکره میکنیم و هم جنگ میشود! به این نکته دقت کنید. نگاه آنها به اقتصاد سیاسی است، به هنر و سینما سیاسی است، به ورزش و المپیک سیاسی است و به همه چیز بر اساس منافع خودشان نگاه سیاسی دارند. به ما و شما میگویند نگاه سیاسی و ایدئولوژیک به دیپلماسی، سینما، ورزش و... نداشته باشید، در حالی که خودشان دارند. قرآن که میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»، میفرماید با همه ظرفیت در همه ابعاد قوی بشوید. بعد علت آن را هم میگوید و میفرماید: «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ». هدف این نیست که ما مانند اینها و غربیها برویم و ملتهای دیگر را غارت کنیم و امپراتوری استعماری تشکیل بدهیم نه، بتوانیم هم نباید این کار را بکنیم. هدف این است که قرآن میفرماید این است که این دشمنان خبیث را بترسانید. تعبیر «ترهبون»، ارهاب است. ارهاب و ارعاب یعنی باید این ابرقدرتها از شما بترسند. اگر نترسند، حمله میکنند و شما را غارت میکنند. اگر این مقاومت کف خیابان شماها نبود و اگر موشکها، پهپادها و شجاعت این بچهها در خلیج فارس و تنگه هرمز نبود، تهران را از غزه بدتر میکردند و یک خانه سالم برای یک خانواده سالم باقی نمیگذاشتند. این فرمان قرآن است که به لحاظ اقتصادی، نظامی، امنیتی و علمی قوی بشوید تا به شما طمع نکنند و از واکنش شما بترسند. این نکته مهم است؛ یک ضربه بزرگی به آنها وارد شد و پیش دنیا خرد و تحقیر شدند.
اما ما یک مسائل نرمافزاری داریم که آثار سختافزاری بزرگی در عرصه تمدنسازی، پیشرفت کشور و استقلال کشور دارد. دوستانی که در این جمع میدان ولیعصر زحمت میکشند، یکی دوتا متن فرستادند و گفتند ما هر شب یکی از اینها را مورد بحث قرار میدهیم. این خیلی جالب است که این نشستها و نهضت خیابانی، اول برای این شروع شد که دشمن همزمان با بمبارانها و حمله بیرونی، عوامل آنها از داخل کار را شروع نکنند تا از بیرون و درون به هم دست بدهند. چون اینها یک ناهماهنگی داشتند جنگ ۱۲ روزه با آن اغتشاشات کودتای ۱۷ و ۱۸ دی قرار بود همزمان انجام بشود و به آن شکل بدهند. یک ناهماهنگی شد و جداجدا انجام شد. اگر کسانی بگویند از جنگ با اینها بترسید و از ترس تسلیم بشوید و فکر کنند بعد شما را رها میکنند، اولاً همانطور که دارید میبینید شما را رها نمیکنند. قرارداد امضا میکند و پاره میکند. در وسط مذاکره ترور میکند؛ رهبر شما را ترور میکند و فرماندهان شما را ترور میکند. پریروز دوباره رسماً گفت بله، اینها دو دسته شدهاند و چند سه دسته- چهار دسته هستند و ما آنهایی را که مخالف تسلیم شدن ایران هستند، ترور میکنیم. اصلاً دنیا شرتوشیر است. نتانیاهو گفت ما قطعاً هم برای ترور رهبر جدید آنها و هم ترور فرمانده سپاه برنامه داریم! بله غلط کرده ولی خب گفته است. یعنی میخواهم بگویم ببینید دنیا چگونه است! یک نفر نمیپرسد که شما اینها را برای چه میگویید؟ رسماً میگویید ما ترور کردیم و ترور میکنیم! رسماً گفت ما به کردهای تجزیهطلب و انواع گروهها اسلحه دادیم و قرار بود همزمان با بمباران ما، آنها بیایند و شهرها را به خاک و خون بکشند؛ ولی اسلحه و پولها را گرفتند اما نیامدند و ترسیدند.
شما یادتان است سی - چهل سال ما را متهم میکردند که اینها تروریسم اسلامی هستند، اینها میخواهند کشورهای دیگر را بهم بریزند، اینها میخواهند ترور کنند، اسلحه وارد کشورهای دیگر میکنند و فلان کار را میکنند. اینها اتهاماتی بوده است که چهل سال به ما زدند. در عمل چه اتفاقی افتاد؟ وحشیترین تروریسم در این عرصه، یکی داعشیها بودند؛ یعنی همان تروریسم اسلامی به قول خودشان، و یکی این کردهای تجزیهطلب و منافقین و این وحشیهای ساواکی و سلطنتطلبهای شاهی بودند. این افراد چنان وحشی و خشن هستند که در این تظاهراتهای خارج از کشور دیدید خودشان به همدیگر هم رحم نمیکنند، فحشهای ناموسی به هم میدهند و همدیگر را میزنند. رسماً آمریکا میگوید ما اینها را مسلح کردیم و گفتیم حمله کنید و ایران را بهم بریزید. یعنی چیزهایی را که همیشه به بقیه اتهام میزنند که اینها میخواهند امنیت دنیا را بهم بریزند، همه این کارها را علناً میگویند انجام میدهیم و بعد هم میگویند انجام دادیم! جامعه مدنی جهانی، دموکراسی جهانی، قوانین بینالملل و سازمان ملل این است! اینها الان در چشم دنیا دارد شکسته میشود؛ یعنی تقریباً همه دنیا، اول خواص و بعد کمکم تودهها، همه دارند میفهمند که همه اینها بازی و مسخره است. سازمان ملل مسخره است، جامعه جهانی دروغ است، امنیت بینالملل، حقوق بشر، حقوق کودک و حقوق زن دروغ است! همانطور که دیدید یک خانمی در سال ۱۴۰۱ در جلوی دوربین، داشت صحبت میکرد و بعد افتاد و از دنیا رفت. آنها گفتند اینها او را زدند و کشتند. اینها هم آمدند و مدارک دادگستری و پزشکی قانونی را آوردند که اصلاً چیزی نبوده است. اصلاً من فرض میکنم این خانم را زدند کشتند؛ فرض کنیم او را زدند، شکنجه کردند و کشتند، که هیچ وقت هم چنین چیزی اثبات نشد. دیدید که سر این قضایا چطور کل کشور را بهم ریختند؟ و در کل دنیا چقدر برای یک نفر سر و صدا شد؟ بعد هفتاد هزار نفر را در غزه در جلوی دوربینها به صورت آنلاین قتلعام کردند که بیست و پنج هزار نفر از آنها زن و چند هزار نفر کودک بودند. هیچ کس نه از حقوق کودک حرف زد، نه از حقوق زن حرف زد و نه از زن، زندگی، آزادی حرف زد! دیدید، همه چیز بازی است؟ همه چیز بازی است! حجاب هم بهانه بود. به بهانههای مختلف.
این تجمعات برای حفظ امنیت درونشهری در برابر توطئههای کودتایی اینها برگزار شد. اینها تجربه اینگونه کودتاها را دارند. میدانید که در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در همین تهران، پهلوی با طراحی سیا (آمریکا و انگلیس) دولت مصدق و نهضت مقاومت ملی و نهضت نفت را سرکوب کردند. چگونه؟ چند هزار چاقوکش و چماقدار، فواحش، عرقخورها، لات و پوتها و یک عده از رکن دو ارتش آن زمان را در خیابانها ریختند، که رئیس سازمان سیا گفت: ما چند میلیون دلار پول کنار گذاشته بودیم که در ایران کودتا بشود و دوباره ایران و شاه را برگردانیم، ولی دیدیم چند ده هزار دلار بیشتر خرج آن نشد! همان کاری را که آن زمان کردند، اینها همانها هستند؛ در ۱۷ و ۱۸ دی همین کار را در سطح وسیع انجام دادند. در جنگ ۱۲ روزه چقدر شهید دادیم؟ ظاهراً هزار و خردهای. در کودتای ۱۷ و ۱۸ دی چقدر شهید دادیم؟ سه هزار و خردهای. که رهبری گفت حتی آنهایی هم که جزو نیروهای وابسته نبودند ولی معترض بودند و به هر شکلی در درگیریها از این طرف و آن طرف وسط درگیریها گیر کردند کشته شدند، همه آنها را هم شهید حساب کنید.
کل ارتش آنها حمله کردند و ظرف ۱۲ روز هزار و خردهای از مردم ما را شهید کردند. آن تمام شد، ظرف ۲ روز سه هزار و خردهای را کشتند و هزاران میلیارد خسارت وارد کردند. الان در این جنگ چهل و چند روزه که طول کشید، هنوز شهدای ما به اندازه کشتههای ۱۷ و ۱۸ دی نشده است. البته یکی هم زیاد است. ولی اینگونه فکر نکنید که اگر مقاومت نظامی نکنید، شما را رها میکنند؛ میآیند در خانهها و خیابانهای شما، شما را میکشند. در این جنگ، سوالی که من کردم، تا الان گفتند حدود سه- چهار هزار نفر ما شهید دادیم که اکثراً مردم هستند و هزاران خانه را بمباران کردند. آیا دوباره حمله میکنند؟ اگر بفهمند فایده دارد، حتماً حمله میکنند. اگر بدانند یا احتمال قوی بدهند که اگر حمله کنند به ضرر آنها تمام خواهد شد، حتماً حمله نمیکنند. این قانون آنهاست و کاملاً بستگی به این دارد که چه پیامی را دارند میگیرند.
راجع به این نقطهای که دوستان گفتند ما داریم بحث میکنیم، به نظر من آن فتوحات بزرگتر است. یک تعبیر قشنگی در این متن آنها دیدم که اگر در این فکر هستیم که این جنگ تمام شد و دوباره برگردیم به وضعیت اقتصادی و مدیریتی کشور قبل از این قضایا برگردیم، خیلی از این زحمتها به هدر رفته است. اگر دوباره به این وضعیت برگردیم که نظام بانکی و پولی ما، نظام مالیات، و نظام واردات، صادرات و تجارت خارجی بخواهد به همان شکل ادامه پیدا کند و دوباره یک سگ زرد آنطرف دنیا پارس کند و اینجا قیمت دلار و ارز و چیزهای دیگری بالا و پایین برود، و دوباره بخواهید دل ببندید و بروید قاچاقی از طریق دبی سابق، که میگویند امارات، امارات سابق، بروید و از طریق آنها شروع کنیم که مثلاً تحریمها را دور بزنیم و فلان کار را بکنیم، این کارها دور زدن تحریم نیست. اصلاً تحریم را نمیتوانی دور بزنی. تو باید تحریم را شکست بدهی. تحریم باید شکست بخورد و راه آن فقط اقتصاد مقاومتی و درونزا است یعنی الگوی مصرف ما باید اصلاح بشود، الگوی تولید ما باید اصلاح بشود، الگوی توزیع ما باید اصلاح بشود. و الان فرصتی به دست ما آمده است که قبلاً نبود و خود ما هم نمیدانستیم که این تنگه هرمز اینقدر مؤثر است. قبلاً در آنطرف دنیا یک هارت و پورت میکردند اینجا قیمتها صبح و عصر و فردا فرق میکرد. الان اینجا یک اتفاقی میافتد و راجع به تنگه هرمز یک خبر میآید و قیمت نفت در دنیا یکمرتبه تا ۱۰ دلار بالا و پایین میرود؛ و این فقط ۱۰ دلار نیست، یعنی هزاران میلیارد اقتصاد آمریکا و اروپا. الان پنجه ملت ما روی گلوی او قرار گرفته است. خود آنها میگویند اگر چند هفته دیگر تنگه هرمز به این وضع بماند، بزرگترین فروپاشی اقتصادی در حوزه انرژی در جهان اتفاق میافتد و اولین ضربه آن را همین کسانی که از نفت این منطقه تا الان به مدت ۱۰۰ سال ارتزاق کردهاند، یعنی آمریکا و انگلیس و همینها که اقتصاد آنها از طریق نفت این منطقه دارد به حیات خود ادامه میدهد، میخورند. شما باید بیخ یقه آنها را محکم بگیرید. اما یک اصلاحاتی در داخل کشور بعد از پایان این جنگ، انشاءالله باید انجام بشود. بخشی از آن باید از الان شروع بشود، اما یک بخش آن حتماً باید اتفاق بیفتد.
دوستان! آتوریته آمریکا و غرب شکست. اتفاق عجیبی افتاد که هیچکس باور نمیکرد. حالا وقت آن است که کارهای عظیمی برای آینده انجام بشود که هی حواس همه آنجاست که آقا! امارات، دبی، ابوظبی، نمیدانم فلان، همه اینها، اینها توسعه نیستند، اینها ماکت توسعه هستند. اینها ماکت هستند، اینها دکور هستند و هیچچیزی پشت آنها نیست. چند خیابان، برج و ساختمان و اینها است که همانها را هم خود آنها درست نکردهاند و عرضه آن را نداشتهاند. یک بخشی از پول نفتی را که میدزدند، یک بخش آن است تا بلکه یک ویترین درست کنند که بگویند ببینید، اگر اینجوری باشید، اینجوری میشود! دو خیابان آنطرفتر آن را بروید و در همین امارات و در قطر و اینها ببینید چه خبر است. اکثر مردم آنها در خانههای خود گاز ندارند. خیلی از آنها که اصلاً مثل بردهها دارند زندگی میکنند. اصلاً میدانید جمعیت اینها، این قطر و امارات و اینها، جمعیتهای خود آنها در حد چندصد هزار و یکی دو میلیون و این حرفها است و بقیه همه ۹ میلیون و ۱۰ میلیون، همه اینها بدبختها، کارگرهایی هستند که از جاهای مختلف دنیا میآورند و مثل بردهها کار میکنند. اینجا یک ویترین درست کردهاند. اینها هیچ تولید اقتصادی ندارند، تولید علم ندارند و عرضه ندارند. خود آمریکاییها گفتهاند اگر بندرهای این کشورها بسته بشود، یک هفته نمیشود که اینها نه آب دارند و نه غذا. آیا توسعه و پیشرفت این است؟
افتضاحاتی که برای اینها پیش آمد، حقوق بشر آمریکا، دادگاههای آمریکا، اینهایی که شما در فیلمها میبینید که پلیس میخواهد طرف را بگیرد، میگوید حق داری سکوت کنی تا علیه خود تو استفاده نشود. و از این حرفها. شما میگویید: بهبه! عجب پلیس قانونمداری! عجب دادگاههای فلانی!
واقعیت آن همین است که شما دارید میبینید. موارد متعدد راجع به افتضاح این چهره هالیوودی از دادگاهها و حقوق بشر آمریکایی و غربی را دارد نشان میدهد. عدهای از این قاضیهای با شرف آمریکا که خیلی در ردههای پایینی هستند، بیانیهای دادهاند و گفتهاند: «اگر واقعاً اینجا دادگاهی بود و واقعاً قانون و حقوقی در کار بود، طبق قوانین خود ما، ترامپ باید در سلول انفرادی حبس ابد بشود؛ به خاطر جنایتهایی که در خود آمریکا کرده، دزدیهایی که کرده است و تجاوزاتی که کرده است. حالا اپستین و اینها جدا است. او میگوید: آن همه کودک را به جزیره اپستین بردید و اینها را با شکنجه وادار کردید به خودفروشی و تمام مقامات درجه یک آمریکا و اروپا و رژیمهای عربی همه آنجا آمدهاند، رهبران نهادهای حقوق بشر آنجا آمدهاند. مسئول حقوق زنان و حقوق بشر در امارات یک خانمی است که نامههای او و ایمیلهای او افشا شد، که به اپستین میگوید: من دارم از کشورهای عربی دخترهای عرب برای تو جور میکنم و میآورم. بعد او میگوید: خواهر خود من هم ۱۳ سال دارد، آن خواهر من هم زیبا و خوشگل است، اگر او را میخواهید... یعنی اینجوری؛ این خانم، این مسئول حقوق زنان و حقوق کودک در این کشورهای خلیج فارس است.» اینها دارند بر دنیا حکومت میکنند. شاهزاده انگلیس آنجا بوده است، نخستوزیر نروژ، رئیسجمهورهای آمریکا از هر دو جناح، رئیسهای بانک مرکزی، رئیس بانک جهانی، رئیسهای صندوق بینالمللی پول، رؤسای کسانی که در حوزه المپیک و مسابقات جام جهانی و فوتبال و اینها هستند، همه اینها آنجا هستند. اینها دارند بر دنیا حکومت میکنند. او میگوید: تنها راهی که اینها محاکمه نشوند این است که جنایت پشت جنایت بکنند تا اصلاً کسی فرصت نکند جنایت قبلی را بررسی کند. تا میخواهی به آن فکر کنی، یک جنایت دیگر و یک ضربه دیگر اتفاق میافتد تا کمکم همهچیز عادی بشود!
راجع به این ترورهای نمایشی که دو- سه بار گفتند میخواهند ترامپ را ترور کنند، خود مردم آمریکا باور ندارند. روزنامه USATODAY (یو.اس.ای تودی) نظرسنجی کرده است و میگوید: بیشتر مردم در آمریکا معتقد هستند این ترورهایی که میگوید سه ترور در همین چند هفته بوده است، اینها دروغ و بازی است. یکسوم مردم آمریکا میگویند: قطعاً دروغ است. این میزان پایگاه اجتماعی آنها در کشور خود آنهاست. در میان مردم اروپا نظرسنجی شده است و اکثریت مردم اروپا میگویند ما میخواهیم از دست آمریکا خلاص بشویم و اعتمادی به آمریکا نداریم. این نظرسنجی جدیدی است که مؤسسه معتبر آلمانی در آلمان و در کل اروپا انجام داده است. او میگوید بیش از ۶۰ درصد مردم در اروپا معتقد هستند که آمریکا به هیچوجه دیگر قابل اعتماد نیست، حتی به عنوان یک شریک! و میگوید ۷۰ درصد مردم اتحادیه اروپا و انگلیس گفتهاند: ما باید از نظر نظامی و اقتصادی کلاً از آمریکا جدا بشویم. ما از جنگ جهانی دوم به اینها تکیه دادهایم، پس باید یک فکری برای خودمان بکنیم.
نماینده کنگره آمریکا میگوید: دهها میلیون نفر از مردم آمریکا معتقد هستند رهبران آنها، از جمله ترامپ، جزء فاسدترین آدمها و رهبران جهان هستند؛ هم فساد اخلاقی دارند و هم فساد مالی. دقت میکنید؟
همه میگویند: چطور دهها میلیون سند اپستین و سندهای دیگر را بقیه آن را افشا نمیکنید؟ باز آنها چه کسانی هستند؟ او میگوید ما این همه از آزادی بیان و آزادی قلم بحث کردیم، ولی امروز همه ما میدانیم و به روی خودمان نمیآوریم که چیزی به نام آزادی بیان به معنای واقعی در ایالات متحده وجود ندارد و در اروپا هم وجود ندارد؛ و ما کلاً توسط سرمایهداران یهود داریم نظارت و ویراستاری میشویم.
رهبری (امام شهید) یک تعبیری داشتند میگفتند: این شعارهایی را که مردم ما میدهند، همه دنیا هم میفهمند و هم میخواهند بدهند، اما جرأت ندارند. ایشان میگفتند: من که با مقامات مختلف بعضی از کشورها صحبت میکنم، آنها بهطور خصوصی پیش ما حرفهایی میزنند که اگر منتشر و پخش بشود، میگویند ما را برمیدارند. ولی همه آنها در جلسات خصوصی، حالا بعضیها صریحتر و بعضیها بدون صراحت، میگویند که: شما درست میگویید، ولی کسی جرأت ندارد.
حتی من در ژاپن در دانشگاه توکیو این مطلب را از رؤسای دپارتمانهای دانشگاه توکیو شنیدم که آنها در جلوی جمع سالگرد بمباران هیروشیما جرأت نکردند آمریکا را محکوم کنند! گفتند حالا حادثهای بود! بعد یکی از آنها گفت: ولی حتماً لازم بوده است آمریکا این کار را بکند! اینقدر ذلت! بعد ما آمدیم بیرون و همانها، چندین نفر از آنها آمدند و گفتند: ما میفهمیم ملت ایران چه میگوید، ولی ملت ژاپن ملت ایران نیست و حکومت ژاپن هم مثل شما نیست؛ ما اینجا جرأت نداریم این حرفها را بزنیم.» بعد رسماً رئیس دانشکده گفت: «اگر ما در جلسه یک کلمه علیه آمریکا حرف بزنیم و شما الان بروید و دو هفته دیگر بیایید، من دیگر نه استاد دانشگاه هستم، نه خانه دارم، نه ماشین دارم و نه هیچچیز دیگری، و ۱۰ پرونده هم برای من تشکیل میدهند، ولی نمیگویند برای چه چیزی است. وضعیت آنها این است.
این که میگویند امام(ره) در سال ۴۲ راجع به اینکه «اگر آمریکاییها اینجا هر جنایتی بکنند، شما حق ندارید اعتراض کنید یا آنها را محاکمه کنید (قانون کاپیتولاسیون). شما میدانید همین الان در جهان کاپیتولاسیون حاکم است؟ میدانید؟ هر جنایتی بکنند، کسی حق ندارد حرف بزند. بله، نمیشود. بله، فراماسونها. حالا بعضیها خیال آنها این است که فراماسونها مال قدیم بوده است، اما همین الان هم هستند. از دانشگاه پاریس هفت- هشتتا استاد چند سال پیش به تهران آمدند و یک جلسهای هم به جای ما آمدند. من خودم از آنها شنیدم که گفت: سه رده اول کل حاکمیت در فرانسه شرط آن این است که فرد باید فراماسون باشد. گفتم: حتی الان هم؟ من فکر میکردم مثلاً این مال گذشتهها بوده است. او گفت: نه، همین الان سه رده اول حکومت فرانسه باید فراماسون باشند و قسم بخورند که به پای اسرائیل بیفتند!
شما ببینید چه موجودات حقیری دارند بر دنیا حکومت میکنند! این ترامپ با بچههای کوچک این جنایتها و این کثافتکاریهایی را که در سطح جهان میکند، آن شاه انگلیس، آن ولیعهد او، این یارو مکرون (فرانسه) که فیلم او بیرون آمده است که لباس زنانه پوشیده و نیملخت دارد میرقصد. اینها دارند بر اروپا و مدرنیته و رهبران جهان! میگویند معلوم نیست زنش، زن اوست یا شوهر اوست! این بحثها بهطور جدی مطرح است باید معاینه فنی کنند!.
در خبرها دیدم که یکی از این زنان سلبریتی ایرانی برای این که در غرب او را قبول کنند، در هفت- هشت فیلم لخت با مردهای مختلف جلوی دوربین رفت، یک جلسهای به فرانسه رفته است با مکرون، تا جمهوری اسلامی را محکوم کنند، نمیدانم دیدهاید یا نه، که زنش باز با او جروبحثش شده است و دوباره ممکن است او را بزند که چرا با این زن ایرانی... مثل این که او که به آنجا رفته برای بحثهای سیاسی، دو- سه شب هم با هم بودهاند. زن او الان عصبانی شده است که شما جلسههای سیاسی را هم تبدیل به این جلسات میکنید. اینها اینجوری هستند. یک همچین کسانی دارند بر دنیا حکومت میکنند.
من سخن خود را ختم کنم با متنی که امروز دیدم از رهبری شهید ما در باب اینکه همسر او چه چیزهایی دارد. این رهبران دنیا و لیبرالدموکراسی غرب و شرق و نوکرهای آنها و دیکتاتورهای دنیا را شما ببینید، خودشان و خانوادههایشان هستند. این متنی است که خامنهای شهید سالها قبل نوشته است: ایشان دارد راجع به خانم خود توضیح میدهد که همسر او چه چیزهایی دارد. همسر ایشان هم میدانید بیماری سختی دارد. یک زن مبارز، مجاهد، مخلص، متواضع، خاکی و گمنام که بعد از شهادت آقا فهمیدند ایشان زمان جنگ به طور گمنام به منطقه میرفته است و لباس رزمندههایی را که شهید میشدند و خونی میشد، با آن خانمهایی که در منطقه لباسها را میشستند، میشسته است و در خیاطیها هم کمک میکرده است به اینطرف و آنطرف و اصلاً در دنیا یک نفر از رؤسای دنیا را مثلاً خودش یا زن او یا خانواده او اینجوری هستند، پیدا کنید! این تفاوت ولایت فقیه و حکومت اسلامی و مردمی را با همه حکومتهای چپ و راست، لیبرال و کمونیست و فاشیست و... همه را ببینید.
دستنوشته او را من میخوانم و سخن خود را ختم میکنم. ایشان راجع به همسر خود میگوید: «همسر من حتی یک قطعه زر و زیور و حتی یک انگشتر معمولی هم ندارد.» اینها نوشته آقا است، شهید عزیز، در مورد خانم خود، به قول دنیا بانوی اول کشور، ملکه، ببینید چه نوشته است. ایشان میگوید: «من باید به صبر و شکیبایی فراوان ایشان (یعنی خانمشان) در تحمل سختی و مشقت زندگی در دوران مبارزات پیش از انقلاب و اصرار ایشان بر سادهزیستی پس از انقلاب اشاره کنم. خانه ما بحمدالله همواره از همه زواید زندگی و زرقوبرقهای دنیوی که حتی در معمولیترین خانههای مردم هست، به دور مانده است.» یکی از فرزندان ایشان میگفت که ایشان در طول سالها حتی اگر به یک چیز معمولی و خیلی ساده، یککمی علاقهمند میشد، سریع آن را میداد برود. یعنی حتی چیزهای کوچک، مثلاً به یک وسیله کوچک، به یک لباسی، به یک قاب عکسی، در این حد بوده است، وگرنه چیزهای دیگر که دنبال آن نبوده است. که ایشان میگفت یک وقتی مثلاً ما دیده بودیم یک چیزی را که ایشان هر روز با آن کار داشتند. یک روز رفتیم دیدیم نیست. گفتیم: این چه شد؟ ایشان گفت: یک لحظه احساس کردم نکند من یک ذره، یک اپسیلون تمایل و وابستگی به این چیز پیدا کرده باشم؛ من هر چیزی را که احساس کنم دارم به آن دل میبندم، سریع آن را رد میکنم برود. ببینید!
حالا ایشان راجع به همسر خود میگوید: «چیزهایی که در خانههای معمولیترین مردم هست، در خانه ما قبل و پس از انقلاب نبوده است، و خود همسر من اجازه نمیداده است که باشد. همسر من بالاترین سهم و مهمترین نقش را در پاک ماندن این خانه و زندگی خانوادگی ما داشته است. درست است که من زندگی خود را به همین شکل ساده آغاز کردم و همسر خود را در این مسیر هدایت کردم و این روحیه را در ایشان تقویت و زنده کردم، اما صادقانه میگویم ایشان در این زمینه از من بسیار پیشی گرفتند. من هرچه درباره زهد و سادهزیستی و پارسایی این بانوی صالح، تصویرهای بسیاری در ذهن خود دارم، هرچه بگویم کمتر از واقعیت است.» ایشان میگوید: «من اگر بگویم ما قبل از انقلاب و در این ۴۰ سال بعد از انقلاب چگونه زندگی کردیم و بار اصلی آن به دوش خانم من بود، اگر بگویم ما در خوراک و پوشاک و اینها چگونه زندگی کردیم، اکثر مردم باور نمیکنند. چیزهایی که در خانه همه شما بود، در خانه ما و در خانه رهبر نبود.» میگوید: «نکاتی در ذهن خود دارم که بیان آنها خوب نیست و نمیخواهم بگویم؛ تعریف از خود میشود و کسی اینها را برای همیشه نخواهد شنید. از جمله مواردی که ولی میتوانم بگویم این است: در تمام زندگی مشترک، ایشان هرگز از من درخواست خرید لباس نکرد، حتی نیاز ضروری خانواده به لباس را، فقط گاهی یادآوری میکرد که مثلاً باید برای بچهها لباس بخریم. حتی بعد از انقلاب، و خود میرفت و خود میخرید و هرگز آنچه میخرید، از قیمت متوسط و پایین لباسها و وسایل مردم بالاتر نبود. حتی گاهی زندگی ما جوری بود که اگر کسانی ببینند، ممکن است دلشان به حال من و خانواده ما بسوزد. این درس امیرالمؤمنین بود.» که کسی به حضرت علی گفت آقا! شما بزرگترین حکومت جهان در اختیارتان است، خلافت اسلامی که این ۵۰ کشور مسلمان هر کدام یک استان آن بود، علی حاکم بر بزرگترین امپراتوری جهان بود؛ بعد هیچچیزی نداشت، نه میپوشید و نه میخورد که گفت: آقا! چرا اینجوری زندگی میکنید؟ بردهها هم اینجوری زندگی نمیکنند. فرمودند: «من جوری زندگی میکنم که بردهها دلشان به حال من بسوزد.» این حکومت و خلافت اسلامی میشود. حالا ایشان در این عصر و در این قرن همین نمونههای آن را دیدید.
بعد ایشان میگوید: «همسر من هیچوقت برای خود زیورآلات نگرفت. مقداری زیورآلات از خانه پدری آورده بود یا هدایای بعضی از بستگان بود؛ همه آنها را فروخته بود و پول آنها را در راه خدا صرف کرد؛ و اینک که این متن را مینویسم، ایشان حتی یک قطعه زر و زیور و حتی یک انگشتر معمولی ندارد.» خب اینها را در زمان حیات خود نگفت و کسی نمیدانست. دقت میکنید؟
شما مقامات آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و شرق و غرب و همه دنیا را مقایسه کنید، با هر ایدئولوژی آنها را با این ولایت فقیه مقایسه کنید. ما دو ولی فقیه داشتیم؛ یکی امام که کل زندگی او یک چمدان را پر نمیکرد، نصف یک چمدان! الان هم در جماران هست. ولی فقیه دوم ما هم این است. این همان چیزی است که این ملت برای آن قیام کرد و ارزش دارد که پای آن بایستیم. و من دست همه شما را میبوسم. شما دارید تاریخی را میسازید و انشاءالله این جلسات که کمکم دارد تبدیل به شبنشینی میشود، برکات و آثار دیگری هم داشته باشد و خواهد داشت.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی